به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ رسانههای جمعی همواره تصاویر قالبی و کلیشهای از زنان ارائه دادهاند؛ تصاویری که زنان را به بدنهایی جذاب و فاقد ویژگیهای انسانی تقلیل میدهد. دهههاست که از بدن زنان برای فروش محصولات استفاده میشود و این امر، فشار روانی عظیمی را بر زنان تحمیل کرده است. با ظهور شبکههای اجتماعی، این بحران نه تنها کاهش نیافت، بلکه شکل تازه و پیچیدهتری به خود گرفت.
بر خلاف رسانههای سنتی که در آنها تصاویر توسط نهادهای بالادستی تولید میشد، در شبکههای اجتماعی کاربران خود به «تولیدکننده» محتوا نیز تبدیل شدهاند. این تغییر، اگرچه به ظاهر فرصتی برای ارائه تصاویر متنوعتر فراهم کرده، اما در عمل، زنان همچنان تحت فشار اجتماعی سنگینی برای تطابق با استانداردهای زیبایی هستند و نگرانی بیشتری نسبت به مردان درباره ارائه خود در فضای مجازی دارند.
نظریه شیانگاری و خود-شیانگاری؛ ریشههای روانشناختی
نظریه «خود-شیانگاری» (Self-Objectification) که توسط فردریکسون و رابرتز در سال ۱۹۹۷ ارائه شد، توضیح میدهد که چگونه رسانهها زنان را تشویق میکنند تا نگاهی بیرونی به بدن خود داشته باشند و خود را به عنوان یک شیء برای قضاوت دیگران ببینند. این نگاه بیرونی، منجر به «خودپایشی» (Body Surveillance) میشود؛ یعنی پایش مداوم ظاهر خود که میتواند عواقب روانشناختی جدی از جمله افزایش اضطراب، کاهش تمرکز و بروز اختلالات خوردن را به همراه داشته باشد.
این نظریه در عصر شبکههای اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. بر اساس مدل «جذب و اعتیاد»، علاقه به ظاهر در شبکههای اجتماعی معمولاً با تحسین و سرگرمی آغاز میشود، اما در برخی افراد، بهویژه کسانی که با احساس تنهایی، ضعف هویت یا مشکلات روانی دستوپنجه نرم میکنند، این علاقه به وابستگی عاطفی شدیدی تبدیل میشود که در آن، استانداردهای زیبایی به منبع اصلی احساس ارزشمندی فرد تبدیل میشود. این فرآیند میتواند به عنوان بخشی از مکانیسم «شیانگاری» در عصر دیجیتال در نظر گرفته شود، جایی که فرد به جای پذیرش بدن طبیعی خود، خود را مدام با تصاویر ایدهآلشده مقایسه و قضاوت میکند.
محتوای ایدهآلشده؛ سلاحی که بر روان زنان میکوبد
مطالعات متعدد نشان داده است که مواجهه با محتوای ایدهآلشده در شبکههای اجتماعی، به طور مستقیم به کاهش رضایت از بدن منجر میشود. نتایج یک متاآنالیز در سال ۲۰۲۵ تأیید میکند که این رابطه علّی است و محتوای ایدهآلشده، رضایت از بدن را به طور قابل توجهی کاهش میدهد.
نکته قابل توجه این است که پلتفرمهای ویدیویی مانند تیکتاک، تأثیر مخربتری نسبت به پلتفرمهای تصویری مانند اینستاگرام دارند. محتوای ایدهآلشده ویدیویی، کاهش بیشتری در رضایت از بدن ایجاد میکند، چرا که ویدیوها حس واقعگرایی بیشتری را منتقل میکنند و مقایسه اجتماعی را تشدید میکنند.
این یافته با نتایج پژوهش دیگری که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد، همخوانی دارد. این مطالعه نشان داد که محتوای متمرکز بر زیبایی صورت، نقش بسیار مهمی در زندگی دختران و زنان جوان ایفا میکند و به دلیل عملکرد الگوریتمها، بدون درخواست آنها در اختیارشان قرار میگیرد. این محتوا تصاویر ایدهآلشدهای را رواج میدهد که استانداردهای زیبایی را همگنسازی میکند و شرکتکنندگان در مطالعه به پیامدهای منفی آن بر سلامت روان اذعان دارند.
مکانیسمهای آسیب؛ مقایسه اجتماعی و درونیسازی
دو مکانیسم اصلی که این آسیب را تشدید میکنند، «مقایسه اجتماعی» و «درونیسازی استانداردهای زیبایی» هستند. شبکههای اجتماعی با نمایش مداوم تصاویر ایدهآل، کاربران را به مقایسه خود با این تصاویر وامیدارند. این مقایسه، به ویژه زمانی که با درونیسازی این استانداردها همراه شود، میتواند به عواقب جدی مانند افزایش اضطراب، افسردگی، و اختلالات خوردن منجر شود.
آسیبپذیری در برابر این محتواها میتواند با عوامل فردی نیز مرتبط باشد. افرادی که از عزت نفس پایینتری برخوردارند یا تمایل بیشتری به درونیسازی استانداردهای زیبایی دارند، با انگیزه بیشتری به دنبال محتوای ظاهری میگردند که این امر میتواند یک چرخه معیوب را ایجاد کند و وابستگی به تأیید بیرونی را تشدید نماید.
با این حال، تمام تأثیرات شبکههای اجتماعی منفی نیست. پژوهشها نشان میدهد که محتوای «بدنمثبت» (Body-Positive) میتواند تأثیر مثبتی بر رضایت از بدن داشته باشد. یک مطالعه در سال ۲۰۲۵ نشان داد که تصاویر بدنمثبت و محتوای طنزآمیز که به نقد استانداردهای غیرواقعی میپردازد، علاوه بر بهبود رضایت از بدن، میتواند احساس قدردانی و امید را در زنان تقویت کند و آنها را به اقدام جمعی علیه این استانداردها ترغیب نماید. همچنین پژوهشها نشان داده است که در برخی موارد، حتی «خودتأییدگری» (Self-Affirmation) نیز ممکن است نتواند به طور کامل از آسیبهای محتوای ایدهآلشده جلوگیری کند و گاهی حتی نتیجه معکوس داشته باشد، که نشان از پیچیدگی این موضوع دارد.
جمعبندی؛ از آگاهی تا تغییر
استانداردهای غیرواقعی زیبایی در شبکههای اجتماعی یک بحران واقعی و در حال گسترش هستند که سلامت روان میلیونها زن و دختر را تهدید میکنند. این استانداردها با فعالسازی مکانیسمهای مقایسه اجتماعی و خود-شیانگاری، به کاهش رضایت از بدن، افزایش اضطراب و افسردگی و بروز اختلالات خوردن دامن میزنند. با این حال، آگاهی از این مکانیسمها، دنبال کردن محتوای بدنمثبت، و توسعه سواد رسانهای میتواند به عنوان سپری در برابر این حملات عمل کند. شکستن این چرخه نیازمند تغییر در دو سطح فردی و جمعی است: از یک سو، کاربران باید با آگاهی بیشتری محتوای مصرفی خود را انتخاب کنند و از سوی دیگر، پلتفرمها نیز مسئولیت اجتماعی خود را در قبال ترویج تصاویر متنوعتر و واقعیتر از زنان به عهده بگیرند.